تبليغاتX

بهترین وبلاگ ایرونی
ღ♥ღ یکی همصدا میخوام ღ♥ღ


ღ♥ღ یکی همصدا میخوام ღ♥ღ








سلام داداش حمید

خیلی بدییییییییییییییییی اوضاع منو که میبینی

یه وبلاگ از خودت بهم بده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 17:21  توسط بنفشه  | 


 

I can"t touch the clouds for you. I"ve stretched as high as I can reach

نميتونم به ابرها دست بزنم.تا اونجا كه ميتونستم دستمو دراز كردم

I guess I’m not the one for you. Cause I can"t touch the clouds for you

انگار من اوني كه ميخواي نيستم.براي اينكه نميتونم به ابرها دست بزنم

I hope you find somebody who can. do the things I didn"t do

اميدوارم كسي رو پيدا كني كه بتونه.راهي كه من پيدا نكردمو پيدا كنه

And build a better world for you. So say goodbye and do not look back

و براي تو دنياي بهتري بسازه.پس بگو خداحافظ و پشت سرت رو هم نگاه نكن

I"ve had some happy day"s with you. And if they ask about me

روزهاي خوبي با تو داشتم.اگر درباره ي من پرسيدن

Say I was the one with you. Who never touched the clouds…

بگو كسي با من بود كه.نتونست هيچوقت ابرها رو لمس كنه...

همین...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388 ساعت 12:5  توسط بنفشه  | 


سالها رفتو هنوز...

يك نفر نيست بپرسد از من...

كه تو از پنجره ي عشق چه ها مي خواهي..

صبح تا نيمه شب منتظري...

همه جا مي نگري...

گاه با ماه سخن ميگويي...

گاه از رهگذران خبر گمشده اي مي جويي...

راستي گمشده ات كيست؟ كجاست؟...

صدفي در درياست؟...

نوري از روزنه ي فرداهاست؟...

يا خدايي است كه از روز ازل پنهان است؟...

بارها آمدو رفت...

بارها انسان شد....

و بشر هيچ ندانست كه بود...

خود او هم به يقين آگه نيست...

چون نمي داندكيست...

چون ندانست كجاست...

چون ندارد خبر از خود كه خداست...

*****

عكاس اين قسمت هم الهه جان بودن

روز عاشورا... امامزاده عبدالله گرگان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387 ساعت 20:44  توسط بنفشه  | 


 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387 ساعت 11:12  توسط بنفشه  | 


 گرگان ـ پاییز ۸۷

این عکسهای هنری کار خودمه ها

جمعه  ی هفته ی قبل گرفتم

حیفم اومد اینجا نزارم

خوکشله

البته بقیشو نشد بزارم

آخه خودمم داخل عکسها بودم

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت 8:53  توسط بنفشه  | 


نی نی ناااااااااااااز

 

بوهورمش

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387 ساعت 15:22  توسط بنفشه  | 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 8:22  توسط بنفشه  | 


 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387 ساعت 15:48  توسط بنفشه  | 


میگفت این شهر و ادماش همه زمینی شدن...

من دلم آسمون میخواد....

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387 ساعت 8:44  توسط بنفشه  | 


دلم گرفته

ک م ک !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387 ساعت 18:6  توسط بنفشه  |